دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 830
تعداد نوشته ها : 2
تعداد نظرات : 1
Rss
طراح قالب
GraphistThem248
گمشده ي عصر ما چيست؟
امروز دنيا به چه چيزي نياز دارد؟ چه چيزي در دنيا گم شده است؟ شما را به خدا اندكي تامل كنيد ،گمشده ي عصر ما چيست؟
عصر تكنولوژي ، پيشرفت ، ارتباطات ، چه چيزي را دراين عصر گم كرده ايم ؟
اگر جنگ جهاني سوم دربگيرد و سلاحهاي هسته اي به كار بيفتند ، سرانجام دنيا چه خواهد شد؟ اگر بعلت افزايش دماي كره ي زمين همه ي يخ هاي قطب جنوب وشمال آب بشوند چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ اگر عده اي براي رسيدن به منافع شخصي خود وسود وثروت بيشتر همچنان به قطع بي رويه درختان و نابودي جنگل ها ومنابع طبيعي بپردازند وهيچ درختي باقي نماند چه خواهد شد؟ اگر آلودگي در كلان شهرها بخاطر ازدياد كارخانه ها وآلاينده ها همچنان بيشتر و بيشتر بشود واگر ديگر اكسيژني براي تنفس نباشد مردم در آن شهرها چگونه زندگي خواهند كرد؟ و چه بلايي بر سر كودكان و سالمندان خواهد آمد؟ بيماران قلبي و ريوي با چه مشكلاتي روبه رو خواهند شد؟ اگر لايه ي ازن بطور كامل ازبين برود واگر ذخاير نفت و گاز جهان به يكباره به پايان برسند چه مي شود؟و هزاران اگر ديگر...!
صحبت درباره ي اين اگرها بسيار است ،هركس در هركجا نظري دارد، اما كسي نيست كه اين اگرها را دغدغه ي خود بداند وبه آنها بپردازد ، وكساني هم كه قادرند كاري بكنند وانسانيت رانجات بدهند خود بيشتر از ديگران به آماده سازي وسايلي كه اين اگرها را بوجود آورده است مشغولند.
ديگر كسي از بدي متنفر نيست،از نابودي انسان كسي غمگين نيست ،اين در حاليست كه همه بايد نگران هم باشند، نگران مانند پدري كه نگران فرزندش است و برادري كه نگران برادر خويش است ، اما متاسفانه چنين نگراني ودردي دربين ما نيست و اگر جايي است فقط حرفش را مي زنند ،از آمريكا گرفته تا آخرين گوشه ي آسيا ، همه جا فقط حرفش را مي زنند اما خود درد وجود ندارد ،دردي كه ناراحت و بيقرار بكند در هيچ كس ودر هيچ كجا وجود ندارد.
همه ي اينها وابسته به عقل و ذهن ماست، خطراتي كه دنيا را تهديد ميكنند را طوري تحليل وبررسي مي كنيم كه انگار آنها را مو به مو تجربه كرده ايم ،يك به يك آنها را كالبد شكافي كرده وبه همه ميگوييم كه دنيا با چه خطراتي مواجه است ، اما گفته هايمان خالي از نگراني ودرد واقعيست، دردي كه از دل برآمده باشد وجود ندارد ، همان درديكه وقت بازگو كردن حادثه اي كه براي پدر يا مادر،برادر يا خواهر، همسر ويا فرزند انساني اتفاق افتاده است،دارد،لهجه اش تغيير مي كند ،چشمانش پراز اشك مي شود ،صدايش مي گيرد وچنين معلوم ميگردد كه دلش دارد مي گريد.
امروزه دانشمندان با اطمينان كامل درباره ي خطراتي كه دنيا را تهديد مي كنند با چنان آب وتابي صحبت مي كنند كه گويي قرار است اتفاقي بسيار خوشايند رخ بدهد ودليل اين امر هم اين است كه در گفته هايشان با وجود علمي بودن آنها فقط به عقل اكتفا كرده و هيچ توجهي به قلب وروح انسانها ندارند ، انگار كه همه چيز در عقل خلاصه شده است.
امروز ما همه چيز داريم ،و تقريباقادر به انجام هركاري هستيم ، اگر اراده ي نيك بودن داشته باشيم ،اگر بخواهيم به انسانها خدمت بكنيم ،اگر قصد نجات انسانيت را داشته باشيم ، حتي اگر فردي در قطب شمال وجنوب باشد وما اراده ي كمك كردن به اورا داشته باشيم ، خوشبختانه خداوند چنان وسايلي را به ما عطا فرموده است كه مي توانيم همه ي اين كارها را در كوتاهترين زمان ممكن انجام بدهيم، اما مشكل اينجاست كه وجود ما خالي از اراده ي واقعيست ، هيچ شوقي براي انجام اين كارها درما نيست ، يك نفر هرچقدر ثروت هم داشته باشد اما اگر بخل بورزد و پول را ومحبت پول را به انسانيت و خدمت به انسانيت ترجيح بدهد ، چه بهره اي ميتوان از ثروت او برد؟ يا اگر شخصي توانايي رفتن به حج را داشته باشد امااگر اراده ي اين كار در او نباشد ويا هيچ علاقه اي به اين كار نداشته باشدچه كسي ميتواند اورا به رفتن مجبور كند؟
در جهان امروز هم همه چيز براي نيك بودن و خدمت كردن به انسانيت، به پا كردن صلح ودوستي در دنيا وحتي جهان را به بهشتي تبديل كردن فراهم است ، حتي بيشتر ازهر زمان ديگري وسايل و امكانات براي اين كار موجود است، اما مشكل اينجاست كه انسان امروزي كه ميتواند هر كاري بكند ،نمي خواهدكه كاري بكند، چرا نمي خواهد؟ چون هيچ سودي درآن نمي بيند ، چرا نمي بيند ؟زيرا يقين و باوري در دل ندارد، انسان امروزي بغير ازخود و فرزندان خود ، ارضا كردن خواهشات نفساني و جسماني خود وسير كردن شكم خود همه چيز را فراموش كرده است ، والان ترس اين نيز ميرود كه در آينده اي نه چندان دور حتي فرزندان خودش را نيز فراموش بكند ، با سرعتي كه انسان امروزي به سمت خودغرضي وخودپرستي وخودنمايي به پيش ميرود خيلي زود آن روز هم فرا ميرسد كه پدرومادر فرزندان خود را نيز فراموش كرده و فقط به فكر خودشان خواهند بود وحتي اگر اولاد آنها از گرسنگي بميرند هم براي آنها مهم نخواهد بود.
در بخش هايي از جهان امروز كه ماديت حرف اول را ميزند وديگر تعاليم انبيا هم براي مقابله با آن وجود ندارند وحتي در كشورهاي به ظاهر مسيحي و كاتوليك هم كه ديگر خبري از تعاليم و حتي انجيل تحريف شده ي منسوب به حضرت عيسي مسيح (عليه السلام) هم نيست كار به جايي رسيده است كه انسانها به غير از خودشان به هيچ كس ديگر نمي انديشند، بلكه خيلي از آنها حتي خودشان را نيز فراموش كرده اند و مصداق بارز كساني شده اند كه قرآن حكيم درباره ي آنها مي فرمايد (نسواالله فانساهم انفسهم) ((فراموش كردند خدارا، خداوند فراموش گرداندآنهارا از خودشان )) ودر آخر كار به جايي رسيده است كه حتي خودشان را نيز فراموش كرده اند يعني رسيدن به خواهشات نفساني وجسماني خودشان را حتي بر وجود خود نيز ترجيح داده اند.
خلاصه ي امر اينكه اصل همه ي اينها خود حضرت انسان است واصل انسان دل اوست ودل تابع اراده ي اوست اراده ي نيك او . واگر اين اراده بوجود بيايد به چيز ديگري نياز نيست . زيرا همه ي اين وسايل اسبابي بيش نيستند كه تابع اراده ي انسان اند ، انسانيكه بوسيله ي عقل واستعداد و نيرو وطاقت خدادادي خود آنها را بوجود آورده است.
پايان
دسته ها :
عمر انسان مانند تكه يخي مي ماند كه زيرآفتاب قرار گرفته است وهر لحظه از هستي به سمت نيستي گام برميدارد.
عمر برف است وآفتاب تموز... اندكي مانده و خواجه غره هنوز
اگر چه سالنامه هر فردي با به دنيا آمدنش شروع ميشود اما امري واضح است كه نميتوان براي تك تك انسانها تقويمي جداگانه نوشت، لذا از قرنها پيش انسانها براي نظم بخشيدن به نظام اجتماعي خويش مدت زمان يك سال را انتخاب كرده وبه صورت تقويم درآورده اند،از روي همين تقويم است كه ميتوان ماهها،هفته ها وروزها را مشخص كرد،تغييرات جوي در فصول مختلف سال را تخمين زد ودرباره ي تاريخ وچگونگي عروج وزوال امپراطوريها ،دولت ها واقوام مختلف به بحث وتبادل نظر پرداخت.
همه ي مذاهب دردنيا نيز به صورت كم وبيش تقويم جداگانه و منحصربه فرد خود را دارند كه تمام مراسمات مذهبي مخصوص به آنها در آن تقويمها ثبت شده است و از آنجا كه تمدن ها هميشه تحت تاثير مذاهب قرار داشته اند، لذا اگردر جايي تمدني نيز تقويم جداگانه اي براي خود تبيين كرده است از دستبرد مذهب درامان نبوده است مثلا جامعه ي سكولار اروپا اگر چه ادعاي جدايي دين ازسياست را داشت وبراي خود تقويم جداگانه اي نيز ساخت اما نتوانست آنرا به دوراز باورهاي مذهب مسيحيت نگه دارد،چنانچه ممالك بسياري درجهان نيز امروزه اين تقويم را تقويم رايج كشور خود قرار داده اند واز آنجاكه تعليمات راستين حضرت مسيح (ع) را امروزه فقط ميتوان در نزد مسلمانان يافت و خود حضرت عيسي(ع) نيز مانند همه ي انبيا (ع) وآخرين انبيا حضرت محمد (ص) پيامبربرحق خداي عز وجل بودند ميتوان گفت كه اين تقويم نيز از تقويم هاي اسلامي است وگذشته ازاين خود الله (ج) هم در قرآن همه مذاهب را به سمت مشتركات يكديگر دعوت ميدهد ازاين رو ميشود اين امر يعني سال مسيحي را به فال نيك گرفت كه تا حدي بين مسلمانان و مسيحيان مشترك است.
خداوند متعال در قرآن مجيد ارشاد مي فرمايد:(اي انسان تو لحظه به لحظه به سمت پروردگارت درحال رفتن هستي) و حضرت رسول اكرم (ص) نيزارشاد فرموده اند:(كسيكه امروزش از ديروزش بهتر نباشد هلاك شده است) يك سال ميتواند در زندگي فردي واجتماعي يك شخص تاثير به سزايي داشته باشد،در طول مدت يك سال ممكن است انسان اهداف وآرزوهاي زيادي را در ذهن خود پرورش بدهد كه در پايان سال به برخي از آنها جامه ي عمل پوشانده ،برخي در حال تكميل شدن وبرخي ديگربه صورت آرزوهاي دست نيافتني درآمده ودر گورستان زمان مدفون شده باشند،اهداف ويا آرزوهايي كه شايد اگرفقط يك ذره از زمان وفرصتهايي كه در طول مدت زمان يك سال در اختيار ما گذاشته شده بود بهتر استفاده ميكرديم ديگر در فهرست آرزوهاي دست نيافتني وفراموش شده ي ما قرار نميگرفتند.
قرآن كتاب آسماني مسلمانان نيز براختتام يك سال و شروع سال ديگر تعبير بسيار زيبايي بكار برده است،سال از آنجاكه از واحدهاي زمان است در قرآن الله (ج) با سوگند ياد كردن بر زمانه اهميت آن را براي انسانها واضح مي كند، گويي انسانها باغفلت ازاين امر در خسارت ونقصان قرار خواهند گرفت،يعني از آنجاكه مدت زمان يكسال وقتي است كه به انسانها داده شده است تا از آن به نحو احسن استفاده كنند لذا اگر فرزندان آدم از آن سودي نبرند به مثابه ي اين است كه ضرر كرده اند،درست مثل دانش آموزي كه در جلسه ي امتحان حاضر شده است ومدت زمان امتحان را هم به او اعلام كرده اند وبا گذر زمان مقدار زمان طي شده وباقيمانده را نيز به او مي گويند،حال اگر دانش آموز قصد دارد با نتيجه ي خوب امتحان را به پايان ببرد بايد براي ثانيه به ثانيه وقت خود برنامه ريزي داشته باشد در غير اينصورت نخواهد توانست به نتيجه ي مطلوب دست پيدا بكند،در تفسير اين تعبيرقرآن كريم درباره ي زمان نويسنده اي چه زيبا نوشته اند،كه من ضرر استفاده نكردن از گذر زمان را از صداي برف فروشي فهميدم كه فرياد مي زد و ميگفت:مردم سرمايه ي من درحال نابود شدن است شما را به خدا يك نفرتان آن را بخرد.
پايان يكسال و شروع سال ديگرانسان را به تفكر واميدارد،كه چه به دست آورده است وچه از دست داده است؟

دسته ها :
X